معنی پافزار
5 بازدید
[ فِ ] (اِ مرکب) پاافزار. پوزار. پای افزار. کفش : دست انعام بر سرش میدار ورنه ترتیب پافزار کند. کمال الدین اسماعیل. چرخ گردون چیست با رای تو دود مشعله ربع مسکون چیست در پای تو گرد پافزار. امیرخسرو. و رجوع به پاافزار شود.
کلمات همقافیه با «پافزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر