معنی پاغوش زدن
6 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) غوطه خوردن : بود زودا که آئی نیک خاموش چو مرغابی زنی در خاک پاغوش.رودکی. (چون شاهدی دیگر یافت نشد این صورت و معنی آن محتاج به تأیید است). و نیز رجوع به ناغوش شود.
کلمات همقافیه با «پاغوش زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر