معنی پارنجن
5 بازدید
[ رَ جَ ] (اِ مرکب) پاآورنجن. خلخال. پاورنجن. پابرنجن. پااورنجن. پابند. حلقهٔ زرین و جز آن که زنان بر مچ پای کردندی. از میان کتف او مهر نبوت باشد مانند سر پارنجن. (تفسیر ابوالفتوح رازی): کرده ز پی نجیب سرمست پارنجن پا و یارهٔ دست.خاقانی.
کلمات همقافیه با «پارنجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر