معنی پارنج
10 بازدید
[ رَ ] (اِ مرکب) زری باشد که به شاعران و مطربان و امثال ایشان دهند تا در جشن و میزبانی حاضر شوند و زری را نیز گویند که به اجرت قاصدان دهند. (برهان). پایمزد. حق القدم : مغنّی را که پارنجی بدادی بهر دستان کم از گنجی ندادی.نظامی.
کلمات همقافیه با «پارنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر