معنی پارسی باستانی

معنی پارسی باستانی

7 بازدید
[ یِ ] (اِخ) (زبان...) یا پارسی قدیم یا فرس قدیم یا پارسی هخامنشی یا پارسی باستان یکی از لهجات کهن ایران که کتیبه های شاهنشاهان هخامنشی بدان نوشته شده است. این لهجه با لهجهٔ اوستائی و زبان سانسکریت که کتاب مقدس هندوان (وِدا) بدان زبان است، از یک اصل میباشند. قدیمترین کتابت زبان پارسی قدیم مربوط بعهد داریوش اول است و در کتیبه های این شاهنشاه چهارصد و اندی کلمه از لهجهٔ پارسی باستان محفوظ مانده است و به یاری همین کتیبه های مفصل علماء فن توانسته اند لغت نامه و دستور زبان پارسی قدیم را بنویسند و چنانکه در ذیل لفظ میخی (خط...) خواهیم دید کتیبه های متعدد دیگری نیز از سایر پادشاهان هخامنشی بدین زبان باقی مانده است ولی از حیث اشتمال بر لغات متعدد هیچیک از آنها به پای کتیبهٔ داریوش واقع در بیستون نمیرسند. غیر از کتبیه های شاهان هخامنشی برای اطلاع بر بعض لغات و اسامی که در زبان پارسی باستان معمول بود مأخذ مهم دیگری در دست است و آن کتب تاریخی یونان قدیم میباشد. در این کتب اسامی بسیاری از رجال دورهٔ شاهنشاهی هخامنشیان آمده ولی چون یونانیان به رسم زبان خویش در کلمات و اسامی خارجی تصرفاتی میکردند استخراج لغات پارسی از آنها جز بوسیلهٔ اهل فنّ و بادقت و استقصاء میسر نیست. این لهجه بنابر تحقیق محققان در عصر هخامنشی زبان محاوره نبود بلکه صورت کهن تری از لهجهٔ ایرانی پارسیان بود که در این ایام برای گفتگو بکار نمی آمد و تنها در مکاتبات رسمی بکار میرفت و دلیل این مدّعا را محققین وجود بعضی اشتباهات دستوری در کتیبه های هخامنشی میدانند و گویند چون زبان این کتیبه ها صورت کهن تری از زبان مردم آن عهد داشته و زبان محاوره و کتابتهای عادی ساده تر بوده است، همه کس از قواعد منسیهٔ آن اطلاع نداشتند و این استنباط را بعض قرائن نیز تأیید میکند زیرا که برخی از اسامی خاص که معاصرین هخامنشیان ضبط کرده اند با تلفظ همان اسامی در کتیبه ها تفاوت دارد مثلاً نام داریوش در کتیبه ها دارَیَ وَاُوش است و حال آنکه در توراة داریوش میباشد و یونانیان آنرا دارِی یُس ضبط کرده اند (چون مخرج شین در زبان یونانی نبود شین کلمه را به سین بدل کردند) و باز نام اردشیر در کتیبه ها اَرْتَ خْشَتْرَ در صورتی که کتزیاس دو تن از رجال دربار را بنام اَرتَ سیراس یاد کرده و اگر بجای سین اول شین بگذاریم و سین دوم را از آخر کلمه حذف کنیم اَرتَ شیرا یا اَرتَ شیرَ بدست می آید که صورت جدیدتری از اَرْتَ خَشَتْرَ است. بنابراین بعض محققان معتقدند که لهجهٔ متداول مردم برای محاوره در عهد هخامنشیان لهجهٔ نزدیک به زبان پهلوی بوده است و لهجهٔ کهن پارسی باستان که در کتیبه ها می بینیم در آن ایام در حال فراموش شدن و متروک گشتن بوده است. برای طریقهٔ کشف لهجهٔ پارسی باستانی و دستور و لغات آن و طریق خواندن خط میخی (که این لهجه را بدان خط می نوشتند) و همچنین خطّ میخی رجوع شود به کلمهٔ میخی (خط...) و اینک نموداری از زبان پارسی باستان از بند اول از ستون اول کتیبهٔ بیستون داریوش بزرگ نقل میشود: اَدَم، داریَ وَاُوش، وَزَرْک، خشایَ ثی یَ، خشایَ ثیانام، خشایَ ثی یَ، پارسَ هی یَ، خشایَ ثیَ، ده یونام، وِشتاسپَ هی یا، پُوثْر، اَرشامَ هی یا، نَ پا، هخامنشی یَه. ترجمهٔ آن چنین است: منم داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه پارس، شاه ممالک، پسر وشتاسپ، نوادهٔ اَرشام هخامنشی.

کلمات هم‌قافیه با «پارسی باستانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید