معنی پادشهنشین
3 بازدید
[ دْ / دِ شَ هْ نِ ] (نف مرکب) نشیننده چون پادشاهان. آنکه نشستنی چون پادشاهان دارد: ای شاه تاجدار که بر تکیه گاه ملک هم پادشه نشینی و هم پادشه نشان.سوزنی. || (اِ مرکب) جای نشستن شاه. شهری که مقرّ پادشاه است.
کلمات همقافیه با «پادشهنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر