معنی پادشهنشان
4 بازدید
[ دْ / دِ شَ هْ نِ ] (نف مرکب) نشانندهٔ پادشاه. پادشاه نشان. پادشانشان. نشانندهٔ شاه : ای شاه تاجدار که بر تکیه گاه ملک هم پادشه نشینی و هم پادشه نشان.سوزنی. شاه سنجر که کمترین خدمش در جهان پادشه نشان باشد.انوری. رجوع به پادشانشان و پادشاه نشان شود.
کلمات همقافیه با «پادشهنشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر