معنی پادشاهان
5 بازدید
[ دْ / دِ ] (اِ) جِ پادشاه. ملوک. صید. مُلَکاء. سلاطین. اَملاک. (منتهی الارب): پادشاهان را سوگ داشتن محال باشد. (تاریخ بیهقی). پادشاهان از پی یک مصلحت صد خون کنند. انوری. پادشاهان سخن به صلابت گویند و باشد که در نهان صلح جویند. (گلستان). پادشاهان به نصیحت خردمند محتاج ترند تا خردمندان به صحبت پادشاهان. (گلستان). پادشاهان تخت توانند داد اما بخت نی و در مراتب خدّام توانند افزود اما در عمر نی. (دولتشاه سمرقندی).[ دْ / دِ ] (اِخ) (کتاب...) در تورات کتاب ملوک . نام دو کتاب از کتب مقدس بنی اسرائیل است که به اول و دوم موسوم است و این دو کتاب در اصل عبری یک کتاب و حاوی تاریخ پادشاهان یهودا و اسرائیل است. گروهی برآنند که کتب مذکورهٔ پادشاهان پیش از کتب تواریخ ایام نگاشته شده چه کلمات کلدانی و فارسی بسیار در آنها یافته شود و عبرانیان این کتب را به یرمیاء نبی نسبت میدهند و گویا تاریخ تألیف آنها در حدود ۶۲۰ ق. م. بوده باشد و تاریخ وقایع این دو کتاب دنبالهٔ وقایع دو کتابیست که شموئیل نگاشته و به یونانی آنها را «کتب ممالک» خوانده اند و به سه دوره منقسم میشود اول تا آخر عهد سلیمان، دوم منقسم شدن سلطنت تا اسارت اسباط عشره، سوم اسارت یهودا و سال ۳۷ یهویاکین که ایقان برجعت الطاف الهی را نسبت به بنی اسرائیل می یابیم. این نکته را نیز پیش از نقل جدول پادشاهان سه دورهٔ مذکور باید بخاطر داشته باشیم که لفظ پادشاهان در کتب مقدس بنی اسرائیل همواره دلالت بر رتبهٔ اعظم و کثرت اقتدار و وسعت مملکت نمی کند، بلکه بسیاری از شهرهای منفرد و نواحی بتنهائی پادشاهی داشت و بسیار کسان را که در کتب مقدس پادشاه خوانده اند ما شیخ و پیشوا مینامیم. (نقل به اختصار از قاموس کتاب مقدس). جدول پادشاهان بر آن سیاق که شرح داده آمد در صفحهٔ قبل آمده است.
کلمات همقافیه با «پادشاهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر