معنی پابپا کردن
6 بازدید
[ بِ کَ دَ ] (مص مرکب) مردد بودن. حیران بودن. || حواله کردن طلبی را عوض طلب کس دیگر. داینی را از دینی در مقابل دینی دیگر بری کردن. || تهاتر.
کلمات همقافیه با «پابپا کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر