معنی پابوس
8 بازدید
(مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب) پای بوس. تشرف بخدمت. پا بوسیدن. (غیاث اللغات). زیارت: به پابوس علی بن موسی الرضا علیه السلام مشرف شدن. || (نف مرکب) پابوسنده. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «پابوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر