معنی پابنده بکاول
6 بازدید
[ بَ دَ بَ وِ ] (اِخ) یکی از امرای عهد میرزا شاهرخ بن تیمور. در آن اوان که شاهرخ در اصفهان بود پسرش میرزا الغ بیک گورکان از سمرقند ایلچی نزد میرزا میرک احمد که در اوزجند حکومت میکرد فرستاد و چون او به معاذیری متوسل شد میرزا الغ بیک متوجه اندکان گشت و قلعهٔ حسنی را که از قلاع آن حدود بود مسخر ساخت و به پابنده بکاول سپرد. (حبیب السیر ج ۲ ص ۱۹۲).
کلمات همقافیه با «پابنده بکاول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر