معنی پائیزه
5 بازدید
[ زَ / زِ ] (ص نسبی) پائیزی. مقابل بهاره: کشت پائیز.[ زَ / زِ ] (مغولی، اِ) پایزه. فرمانی بود که پادشاهان به کسی میدادند تا به هر جای که رود همه فرمانبردار وی باشند. برای شواهد رجوع به کلمهٔ پایزه شود. و در کتب، پائیزه به این معنی دیده نشد و بمتابعت فرهنگ نویسان ضبط کردیم.
کلمات همقافیه با «پائیزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر