معنی پائیز
4 بازدید
(اِ) خزان. خریف. برگ ریزان. تیر. تیرماه. بادبیز. بادبز. سفیدبری. (برهان). و آن مدت ماندن آفتاب است در بروج میزان و عقرب و قوس. سومین فصل سال. و کلمهٔ پائیز با اینکه میان عامه بسیار متداول است در نظم و نثر فصحا یافته نشد. - پائیز عمر؛ روزگار پیری. - امثال: جوجه را در پائیز میشمارند؛ یعنی جوجه های بهاره تا بپائیز رسند برخی در چاه و چاله افتد و بعضی را مرغان شکاری و شغال و روباه رباید و مثل در نظایر این مورد مستعمل است. نظیر: گوسفند را در آغل شمارند.
کلمات همقافیه با «پائیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر