معنی وکوکة
5 بازدید
[ وَکْ وَ کَ ] (ع مص) گرد گردیدن به رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || گریختن از جنگ. (منتهی الارب). || (اِ) هدیر کبوتر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «وکوکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر