معنی وهجان
5 بازدید
[ وَ هَ ] (ع مص) وَهج. افروخته شدن آتش. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). درخشیدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی) (تاج المصادر بیهقی). درخشیدن آتش. (دهار).[ وَ ] (ع ص) (یوم...) روز سخت گرم. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وهجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر