معنی وهج
5 بازدید
[ وَ هَ ] (ع اِمص) سوزانی آتش و افروختگی آن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). افروختگی و سوزش آتش. (غیاث اللغات).[ وَ ] (ع مص) وَهَجان. افروخته شدن آتش. (منتهی الارب) (آنندراج). شعله زدن آتش. (غیاث اللغات) (از اقرب الموارد).[ وَ هَ ] (ع ص) (یوم...) روز سخت گرم.
کلمات همقافیه با «وهج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هج» برای سرودن شعر