معنی ومیض
6 بازدید
[ وَ ] (ع مص) ومض. ومضان. درخشیدن برق بی آنکه پراکنده گردد در ابر. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). درخشیدن بخنوه. (تاج المصادر بیهقی). رجوع به ومض و ومضان شود.
کلمات همقافیه با «ومیض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر