معنی ولگردی کردن
5 بازدید
[ وِ گَ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول، هرزه گردی کردن. آواره بودن. بیکاربیکار راه رفتن.
کلمات همقافیه با «ولگردی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر