معنی ولگردی
7 بازدید
[ وِ گَ ] (حامص مرکب) عمل ولگرد. در تداول، هرزه گردی. آوارگی. بی کاری. بی خانمانی.
کلمات همقافیه با «ولگردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر