معنی ولوالجی

معنی ولوالجی

6 بازدید
[ وَلْ وا لِ ] (ص نسبی) منسوب به ولوالج. از مردم ولوالج.
[ وَلْ وا لِ ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمدبن صالح. از شاعران دورهٔ سامانی است. او راست: جعد بر سیمین پیشانیش گویی که مگر لشکر زنگ همی غارت بغداد کند وآن سیه زلف بر آن عارض گویی که همی به پر زاغ کسی آتش را باد کند. (از لباب الالباب). هدایت او را نوایحی نوشته است اما نسبت نوایحی شناخته نشد.

کلمات هم‌قافیه با «ولوالجی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید