معنی ولوالجی
6 بازدید
[ وَلْ وا لِ ] (ص نسبی) منسوب به ولوالج. از مردم ولوالج.[ وَلْ وا لِ ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمدبن صالح. از شاعران دورهٔ سامانی است. او راست: جعد بر سیمین پیشانیش گویی که مگر لشکر زنگ همی غارت بغداد کند وآن سیه زلف بر آن عارض گویی که همی به پر زاغ کسی آتش را باد کند. (از لباب الالباب). هدایت او را نوایحی نوشته است اما نسبت نوایحی شناخته نشد.
کلمات همقافیه با «ولوالجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر