معنی ولوالج
4 بازدید
[ وَلْ وا لِ ] (اِخ) شهری است از اعمال بدخشان پشت بلخ و طخارستان. (معجم البلدان). شهری است خرم به خراسان و قصبهٔ تخارستان و با نعمت های بسیار و آب روان و مردمان آمیزنده. (حدود العالم): گه به ولوالجم ولایت خویش گه به وخش و به کیج و ختلانم. روحی ولوالجی. تو را شیر خواندم همی تا بکشتی به یک زخم شیری به ولوالج اندر.فرخی.
کلمات همقافیه با «ولوالج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لج» برای سرودن شعر