معنی ولج
9 بازدید
[ وَ لَ ] (ع اِ) راه ریگستان. (منتهی الارب). راه در رمل. (اقرب الموارد). راه در ریگ. (مهذب الاسماء). || جِ وَلَجة، به معنی سمج کوه و خم وادی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به ولجة شود.[ وَ / وِ / وَ لَ ] (اِ) پرنده ای است از تیهو کوچکتر که به عربی سلوی گویند و به ترکی بلدرچین و به هندی بودنه، و این همان مرغی است که صاحب جهانگیری وشم خوانده است. (انجمن آرا) (برهان) (آنندراج). کرک. ولچ : جوزه را ماند اگر جوزه بود در ته زین ولج را ماند اگر ولج بود آخورزاد. مظهری (از انجمن آرا). پخته بسی ورغ به صد گونه طرز از ولج و تیهو و دراج و چرز. امیرخسرو دهلوی (از آنندراج).[ وُ لُ ] (ع اِ) جِ وِلاج. (اقرب الموارد). کرانها. (منتهی الارب) (آنندراج). نواحی. (اقرب الموارد). || کوهها. (منتهی الارب) (آنندراج). || کوچه ها. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). || کفلیزهای انگبین. (منتهی الارب) (آنندراج). مغارف العسل. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ولج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لج» برای سرودن شعر