معنی وفرة
6 بازدید
[ وَ رَ ] (ع اِمص) فراوانی و کثرت: ارض فی نبتها وفرة؛ زمینی که گیاه آن فراوان بود و کم نشده باشد. (ناظم الاطباء). || (اِ) موی مجتمع بر سر یا موی تا نرمهٔ گوش آنگاه جمه که تا فرود نرمهٔ گوش رسد آنگاه لمه که به کتف فرودآید. (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). موی تا نرمهٔ گوش. (مهذب الاسماء). ج، وفار. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وفرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر