معنی وفراء
5 بازدید
[ وَ ] (ع ص) پُر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || توشه دان تمام پوست. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || گوش بزرگ. (منتهی الارب): اذن وفراء؛ گوش بزرگ. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). || زمین بسیارگیاه تمام نبات. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وفراء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر