معنی وفادة
5 بازدید
[ وِ دَ ] (ع مص) وفد. وفود. افادة. به رسولی آمدن نزد کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). نزدیک سلطان شدن به رسولی. (تاج المصادر بیهقی). رجوع به وفد شود.
کلمات همقافیه با «وفادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر