معنی وفاداری
6 بازدید
[ وَ ] (حامص مرکب) درستی و صداقت و راستی و نمک به حلالی. (ناظم الاطباء). در دوستی، زناشوئی یا خدمت به مردم صادق و صمیمی بودن. صاحب وفا بودن. وفادار بودن : آمدیم اندر تمامی داستان وز وفاداریّ جمع راستان.مولوی. دل منه بر دنیی و اسباب او زآنکه از وی کس وفاداری ندید.حافظ.
کلمات همقافیه با «وفاداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر