معنی وعکة
5 بازدید
[ وَ کَ ] (ع اِ) حربگاه. (منتهی الارب). رزمگاه. (ناظم الاطباء). || انبوهی شتران بر آبخور. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اسم است ایعاک را. (منتهی الارب) (آنندراج). || کارزار شدید. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || سختی گرما. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آرامش باد. || تیزی تب. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وعکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر