معنی واژه وعظ کردن
8 بازدید
[ وَ کَ دَ ] (مص مرکب) موعظه کردن. (ناظم الاطباء). پند دادن. اندرز دادن : عالم شهر گو مرا وعظ مکن که نشنوم پیر محله گو مرا توبه مده که بشکنم.سعدی. || بیان کردن روایات و احکام شرعی بالای منبر.