معنی وعده کردن
6 بازدید
[ وَ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) تعیین وقت برای اجرای امری کردن. قول دادن به کسی اجرای امری را. قول دادن. تعهد کردن : بر یخ بنویس چون کند وعده گفتار محال و قول خامش را.ناصرخسرو. یا وعده مکن که می فرستم یا وعدهٔ خویش را وفا کن.سعدی.
کلمات همقافیه با «وعده کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر