معنی وعده دادن

معنی وعده دادن

5 بازدید
[ وَ دَ / دِ دَ ] (مص مرکب) قول دادن به کسی برای اجرای عملی. قول دادن. (ناظم الاطباء): همی وعده دهی امروز و فردا همین امروز و فردایت مرا کشت.باباطاهر. نفسی را به طعام وعده دادن آسان تر است که قصابی را به درم. (گلستان سعدی). وعده ای داده ای ای خسرو آفاق مرا وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی. سلمان (از آنندراج). به حشرم وعدهٔ دیدار اگر دادی نمی رنجم وصال چون توئی را صبر این مقدار می باید. شفایی (از آنندراج). || تعیین مدت کردن برای ادای وام. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «وعده دادن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید