معنی وضین
8 بازدید
[ وَ ] (ع ص) هر چیزی برهم چیده و دوتاکرده. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) نوار و تنگ هودج پهن که از دوال یا موی بافند، یا آن جز از چرم نباشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، وُضُن. (منتهی الارب). || تنگ پالان شتر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ وَ ] (اِخ) ابن عطاء، مکنی به ابوکنانه. رجوع به ابوکنانة وضین و رجوع به عیون الاخبار ج ۱ ص ۱۳۶ شود.
کلمات همقافیه با «وضین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر