معنی وضخ
6 بازدید
[ وَ ] (ع مص) نیم پر کردن دلو را. || آب اندک دادن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || کم آب گردیدن چاه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «وضخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضخ» برای سرودن شعر