معنی وضائع
5 بازدید
[ وَ ءِ ] (ع اِ) جِ وضیعة، به معنی کتاب که در آن حکمت نویسند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || رخت و بار قوم. (منتهی الارب). اثاثهٔ مسافرین. (از اقرب الموارد). گویند: این خلفوا وضائعهم. - وضائع الملک؛ آنچه بر رعایا مقرر و واجب است در ملک ایشان از زکات. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). - وضائع کسری؛ توقیعات انوشیروان. الوضائع الذین وضعهم کسری فهم شبه الرهائن کان یرتهنهم و ینزلهم بعض بلاده. (اقرب الموارد). رجوع به وضیعة شود.
کلمات همقافیه با «وضائع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئع» برای سرودن شعر