معنی وصمت
7 بازدید
[ وَ مَ ] (ع اِ) عیب. (غیاث اللغات از بحرالجواهر و صراح اللغة): ملک از وصمت غدر منزه باشد. (کلیله و دمنه). مباشرت این شغل بر وجهی کند که از وصمت تهمت و سمت ریبت معرا و مبرا باشد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). ای عنصر تو مخلوق از کیمیای عزت وی دولت تو ایمن از وصمت تباهی.حافظ. رجوع به وصمة شود.
کلمات همقافیه با «وصمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر