معنی وصلی
17 بازدید
[ وَ ] (ص نسبی) منسوب به وصل. پیوندی. اتصالی. || مقابل اصلی. || تخته ای از چوب یا مقوا یا لوح و جز آن که کودکان بر آن مشق خط کنند و نوشتن آموزند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «وصلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر