معنی وصافالحضرة
7 بازدید
[ وَصْ صا فُلْ حَ رَ ] (اِخ) عبداللََّه بن عزالدین فضل اللََّه شیرازی، ملقب به شهاب الدین و معروف به وصاف الحضرة. مؤلف کتاب تاریخ تجزیة الامصار و تزجیة الاعصار است که به تاریخ وصاف شهرت دارد. وی در حدود سال ۶۶۳ هـ .ق. در شیراز به دنیا آمد و در همان شهر در مشاغل دیوانی وارد شد و به تدریج از نزدیکان و خواص خواجه صدرالدین احمد خالدی زنجانی نایب امیر طغاجار در حکومت او بر فارس گردید. وصاف را در حق این خواجه که بعدها به وزارت گیخاتون رسید، اشعار و مدایح بسیاری است. پدر وصاف در ۶۹۸ در قحطی فارس درگذشت. وصاف در این اوقات از مأموران تحصیل مال در این مملکت بود و به خاندان خواجه رشیدالدین فضل اللََّه وزیر بستگی بسیار پیدا نموده و در عهد غازان و اولجایتو توسط خواجه مورد مرحمت مخصوص واقع شد و به وسیلهٔ او تاریخ خود را به عرض ایلخان رسانده است. (از تاریخ مفصل ایران از مغول تا مشروطیت تألیف عباس اقبال ص ۴۸۶، ۴۸۷). رجوع به تاریخ ادبیات براون و سبک شناسی ج ۳ شود.
کلمات همقافیه با «وصافالحضرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر