معنی وشکان
5 بازدید
[ وَ / وِ / وُ ] (ع اِ فعل) سرعت. (از اقرب الموارد). بشتافت. (منتهی الارب). وشکان، ای سرعان. (مهذب الاسماء). رجوع به وشک شود. - وشکان الامر؛ سرعت آن کار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وشکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر