معنی وشانی
7 بازدید
[ وَ ] (اِ) زر ده هفت، و آن زری بوده رائج که در قدیم در ملک خراسان سکه میکرده اند. (برهان). زری بوده در قدیم رائج و آن را ده هفت میگفتند و آن خالص نبوده مانند ده دهی، و ده دینار آن هفت دینار بوده و سه دینار غل و غش داخل آن میکردند. شیانی. (انجمن آرا). رشیدی نویسد صحیح شیانی است. (فرهنگ فارسی معین). مسکوک زری که ۳% بار داشته. زر ده هفت. (فرهنگ فارسی معین): چون تو نیم که خدمت مهتر کنی و کهتر ازبهر دو وشانی وزبهر یک دو آری. منوچهری. هرکو رهیش گشت چو من بنده از آن پس از علم و هنر باشد دینار وشانیش. ناصرخسرو. رجوع به مدخل قبل شود.
کلمات همقافیه با «وشانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر