معنی وشام
6 بازدید
[ وِ ] (ع اِ) وُشوم. جِ وَشْم. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب). به معنی نقش و نگار که بر اندام سوزن آژده و نیله بر آن پاشیده سازند. (آنندراج). رجوع به وشم شود.
کلمات همقافیه با «وشام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر