معنی وشا
6 بازدید
[ وَ ] (اِ) گیاه اشق. (فرهنگ فارسی معین).[ وَ ] (اِ) صمغی است که بخور کنند بوی خوش را، این صمغ معطر است و در آتش ریزند و آن صمغ فرولا گالبانی فرا باشد، و آن را باریجه نیز نامند: کندر و وشا. (گیاه شناسی گل گلاب).
کلمات همقافیه با «وشا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شا» برای سرودن شعر