معنی وسوج
7 بازدید
[ وَ ] (ع ص) ابل وسوج؛ شتر گردن درازکننده در رفتار. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «وسوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر