معنی وسطی
6 بازدید
[ وُ طا ] (ع ص) مؤنث اوسط. (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). رجوع به اوسط شود. || انگشت میانگی. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). انگشت که میان سبابه و بنصر نهاده است. (از اقرب الموارد). انگشت میانی. (ناظم الاطباء). - صلوة وسطی. رجوع به ذیل همین مدخل شود. - قرون وسطی. رجوع به ذیل همین مدخل شود.[ وَ سَ ] (ص نسبی) منسوب به وسط، یعنی میانی. (ناظم الاطباء). رجوع به وسط شود.
کلمات همقافیه با «وسطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر