معنی وساعة
4 بازدید
[ وَ عَ ] (ع مص) سَعَة. فراخ گام و ذراع و گرامی نژاد گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فراخ گام شدن ستور. (دهار) (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || فراخ گردیدن جای. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وساعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر