معنی وساع
3 بازدید
[ وَ ] (ع ص) مرد سبک در حاجت و گرامی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || اسب جواد گرامی یا فراخ گام، و فراخ ذراع. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). اسب فراخ گام و خر را نیز گویند. (مهذب الاسماء).[ وِ ] (ع ص، اِ) جِ وسیع. (ناظم الاطباء). رجوع به وسیع شود.[ وَسْ سا ] (ع ص) شتر فراخ گام. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وساع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر