معنی وز زدن
6 بازدید
[ وِزْ زَ دَ ] (مص مرکب) در تداول، کفک و حباب برآوردن چیزی ترش شده چون خمیر و ماست و مانند آن. (یادداشت مؤلف). || پوش شدن و مانند نمد شدن مو. (فرهنگ فارسی معین). || داشتن چین و شکنهای ریز و درهم. (فرهنگ فارسی معین از فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «وز زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر