معنی وزوز کردن
6 بازدید
[ وِزْ وِ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول، آواز کردن زنبور، مگس و غیره. مانند پشه و مگس و زنبور سر و صدا کردن. (یادداشت مرحوم دهخدا). || حرف زدن بیجا و بی ربط و پیاپی: این قدر وزوز نکن! (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «وزوز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر