معنی وزوب
6 بازدید
[ وُ ] (ع مص) روان گردیدن آب. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رفتن آب. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «وزوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر