معنی وزف
7 بازدید
[ وَ ] (ع مص) وزیف. بشتافتن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). و بدین معنی قرائت شده است آیهٔ: {/Bفَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ یَزِفُّونَ.۱-۳۳۷:۹۴/}(قرآن ۳۷/۹۴). (از منتهی الارب). || شتابانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). لازم و متعدی استعمال شود. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وزف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زف» برای سرودن شعر