معنی ورچه
6 بازدید
[ وَ چِ ] (حرف ربط مرکب) مخفف وگرچه. و اگرچه. (ناظم الاطباء). هرچند: به آتش در شود گرچه چو خشم اوست سوزنده به دریا در شود ورچه چو جود اوست پهناور. (از لغت نامهٔ اسدی).[ ] (اِخ) قصبه ای جزء دهستان حمزه لو بخش خمین شهرستان محلات، سر راه شوسهٔ خمین به اراک. کوهستانی و سردسیری است. سکنهٔ آن ۱۵۰۰ تن و آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و بنشن و پنبه و چغندرقند است و باغات انگور و بادام دارد. شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی است و تلفن دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «ورچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر