معنی ورچند
5 بازدید
[ وَ چَ ] (حرف ربط مرکب) مخفف وارچند. وگر چند. واگرچند. (فرهنگ فارسی معین): گویم اگر عدوی تو کلب است راست است ورچند با شجاعت و با سهم ضیغم است. سوزنی.[ ] (اِخ) دهی جزء دهستان خرقان شرقی بخش آوج شهرستان قزوین. سکنهٔ آن ۸۲۶ تن و آب آن از رود محلی تأمین می شود. محصول آنجا غلات و سیب زمینی. شغل اهالی زراعت، قالی و جاجیم بافی است. سر راه فرعی خلجستان به آب گرم واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «ورچند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر